تبليغاتX
فریاد از ته دل
بمیر ای نا مهربون
 

بارها و بارها نوشتم

 


اما اينبار مينويسم براي تو , براي لبخندي نو

 


برايت مينويسم ,مينوسم که بخواني تا بداني: در زندگي ام فقط تو را دارم

 


که بخواني تا بداني

 


تنها چيزي که سرکشي ام را آرامش مي بخشد فقط تويي

 


که بخوانی تا بدانی


برايم همچون آب براي گل

 


برايت مينويسم که بخواني و بداني

 


من هرگز کسي را که با سختي ديگران در کنارش به آرامش رسيده ام

 


ترك نمي كنم

 


مينويسم تا بدانی

 


وقتي آمدي پاييز بود

 


با آمدنت پاييز را بهار کردي

 


زندگي احساس من نه پاييز را داشته است و نه زمستان را

 


نگذار پاييز بيايد و ماندگار شود

 


نگذار زمستان بيايد و بهار گريزان شود و باز هم پاييز بماند

 


تو را به دل بهاريت قسم

 


بمان و فصل ها را بهم نريز

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط او می آید |